از جمله زبان؛ علاوه بر شعر و ادبیات




او خردمندی بود که فقط در لحظه های شعر شیدایی می شد نه به خاطر شیدایی دیگران، چون شعرهایش هم همه حکمت است، پس اگر مقایسه شود، چون جنبه زبانی اش بر ادبیات چاق می شود. و شعر، بهتر است آن را با فردوسی مقایسه کنیم، گرچه حافظ بدون شک نسبت به موسیقی درونی حافظ است و خودش گفته است: «شعر در من مجموعه پنهان موسیقی است». من باید آهنگساز می شدم اما فقر فرهنگی و مادی خانواده ام چنین فرصتی را به من نداد.» شعر و موسیقی او نباید زبانش را بپوشاند.