امام (ره) و مردم سالاری دینی


خبرگزاری فارس – یادداشت – محمدکاظم انبارلویی: مقام معظم رهبری در بیانات تاریخی خود به مناسبت سی و سومین سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی (ره) به ۴ نکته مهم در ویژگی های فکری مکتب امام خمینی (ره) اشاره کردند:
۱- فرمودند: اساس نهضت امام «قیام الله» بود قیام خدا یعنی اقامه عدالت و ترویج معنویت.
۲- امام برای قیام خدا «نقشه راه» داشت. در قیام خداوند تنها بر هدایت تکیه نکرد. او برای این اثر بزرگ تاریخی «نسخه عملی» داشت.
۳- برای نقشه راه خود روی حمایت مردم حساب کرده بود و از همراهی با مردم ابایی نداشت.
۴. او بنیانگذار بود او یک نظام سیاسی را که ریشه در کشور ۲۵۰۰ سال داشت سرنگون کرد و یک نظام سیاسی جدید ایجاد کرد.
در این تأسیس او از هیچ طرز فکری در زمان خود وام نگرفت.
مکاتب فکری، سیاسی و عقیدتی عصر امام (ره) دو دسته بود:
الف- لیبرال دموکراسی مبتنی بر سرمایه
ب- رژیم کمونیستی دیکتاتور محور
نظام سیاسی که امام تأسیس کرد، نظام مردم سالاری دینی بود.
فیلسوفان سیاسی عصر امام، چه در ایدئولوژی لیبرال دموکراسی و چه کسانی که بر ایدئولوژی سوسیالیسم و ​​کمونیسم پیروز شدند، در یک چیز اتفاق نظر داشتند: فرقی نمی کند چه کسی حکومت کند. مهم این است که چگونه و به چه شکلی حکومت کنیم.
امام خمینی به عنوان یک فیلسوف سیاسی این تز را مطرح کردند که شیوه حکومت مهم است، اما مهمتر از آن پاسخ به این سوال که چه کسی باید حکومت کند نیز مهم است.
وی در پاسخ به این پرسش، با شناخت دقیق قرآن و فرهنگ اهل بیت(ع) با طرح مقوله ولایت فقیه، چندین پرسش عقل سلیم را طرحی از اندیشه های سیاسی خود مطرح کرد. . اگر کتاب ولایت فقیه و ده ها کتاب توضیح دهنده ولایت فقیه را بخوانید، با چند عبارت کلیدی مواجه می شوید.
۱- حاکم باید «علم» و «عادل» باشد. عالم و فقیه کسی است که درک درستی از مسائل و مسائل حکومتی، سعادت انسان و رابطه او با خالق داشته باشد و بفهمد خالق انسان برای رفاه و رستگاری چه تصمیماتی را مطرح کرده است.
بنابراین معلوم است که حاکم باید «فقیه» باشد، فقیه به معنای دقیق کلمه! هیچ «احمقی»، بعد از اینکه «سفیه» مخالف عقل است، هیچ عقل انسانی نمی تواند آن را امضا کند.
۲- حاکم باید عادل باشد. وظیفه اصلی او در حکومت، اجرای عدالت و تحدید با ظلم است. اجرای عدالت هم البته مستلزم علم و دانش است و حاکم باید دارای این صفت باشد و ملکه عدالت را مردم در فهم و ذهن و مغز و قلب خود ببینند.
حاکم اسلامی به محض اینکه سرکوبی در حوزه خصوصی یا عمومی علیه وی صادر شود که برای مشروعیت حکومت اسلامی بسیار مهم است، از ولایت عزل می شود.
ارث و حتی انتخاب مردم نمی تواند ضامن علم و عدالت برای حاکم باشد و برای او مشروعیت بیاورد.
۳- حاکم جهان و عادل باید مورد قبول مردم باشد. حکومت الهی را نمی توان بر مردم تحمیل کرد. رضایت مردم را باید یکی از مولفه های فلسفه سیاسی امام خمینی و اسلام دانست.
***
در نظام جمهوری اسلامی، مردم سالاری دینی، ولایت فقیه رکنی است که بر انتخاب هوشمندانه مردم از طریق نخبگان، فقها و فرهیختگان جامعه نیز مبتنی است. امام و رهبری از این طریق جایگاه خود را در مردم سالاری دینی به دست آوردند.
تفکر سیاسی امام نقطه عطفی در تاریخ سیاسی ایران است. امام بنیان‌گذار و توانست یک نظام فکری قوی را ایجاد کند به گونه‌ای که در ۴ دهه اخیر در میان طوفان‌های سیاسی مقاومت خود را نشان داده است.
امام (ره) فلسفه سیاسی خود را بر دو رکن «اسلامیت» و «جمهوریت» بنا نهاد.
مخالفان رژیم از بدو پیدایش این شبهه را گسترش داده اند.
۱- جمهوری با اسلام متحد نمی شود. جمهوری یعنی صدای مردم، اسلام گرایی یعنی صدای خدا، این دو همیشه با هم نمی آیند.
جواب واضح بود. اگر مردم مسلمان بودند. آنها خدا و بعثت و اطاعت از پیامبر را پذیرفتند و برای این قبولی بیش از ۲۰۰ هزار نفر در این کشور فداکاری کرده اند تا وفاداری خود را به خدا و قرآن را به شهادت رسانده اند و این بدان معناست که مردم به احکام اسلام عمل کرده اند. قرآن، اسلام و فرمان خدا. و این دو را می توان با هم جمع کرد مثلاً زندگی پرافتخار ۴۳ ساله جمهوری اسلامی
۲- گفتند; اجرای احکام الهی گاهی به صلاح مردم نیست. امام(ره) با تشکیل شورای تناسب با نظام نخبگان این مشکل را حل کردند. اسلام گفته است که رعایت مقتضی مقدم بر اجرای تصمیمات است، مشروط بر اینکه درست تشخیص داده شود.
۳- گفتند; نمی توان وحدت ملی و انسجام اسلامی را با تنوع آرا جمع کرد.

***
ما تاریخ ۳۰۰۰ و ۴۰۰۰ ساله داریم، در طول این تاریخ چند هزار ساله، هیچ روز و سالی نبوده است که فیلسوف، حکیم، فقیه، سیاستمدار، آگاه، شجاع، خداپرست و به دستور خداوند عمل کرده باشد. . ائمه انقلاب در طول ۴ دهه تجربه تاریخی موفقی را به عنوان نقطه عطفی به دنیای سیاست ارائه کردند.
حاکمان و پادشاهانی که در این سرزمین حکومت می کردند، دو دغدغه داشتند: ۱- گسترش حرمسرای خود با زنبورداری و شرب خواری.
۲- از طریق غصب و غارت مردم بر وسعت مال خود بیفزاید.
تنها در این ۴۰ سال است که صاحبان قدرت و حاکمان بر این کشور حکومت کرده اند
۱- عبادت شب تا صبح خدا و روزها به فکر دفاع از مظلوم و عدالت خواهی و حمایت از نیازمندان و مستضعفان و مدیریت دولتی صادق.
۲- رسیدگی به ظالمان و ظالمان داخلی و خارجی
۳- ترویج معنویت و گسترش الوهیت
۴- آموزش دانش و پیشرفت کشور بر اساس فناوری های نوین
ما در مورد دو نوع حکومت و دو نوع حکومت و دو نوع سیاستمدار و صاحبان قدرت صحبت می کنیم.
ملت ما وفادارترین، داناترین، داناترین و داناترین ملتهای جهان است زیرا; با تز مردم سالاری دینی و ولایت فقیه، نه ولایت صفیه، زیر بار تأسیس چنین حکومتی گذاشتند.
یک فقیه و یک رهبر الهی از سرمایه در ایمان مردم برای تولید «عمل صالح» ملت خود استفاده می کند. رهبر فاسد، سرمایه را در ایمان مردم از بین می برد و «فساد» تولید می کند.
همه این اعمال صالح و وعده هایی که هر روز از سوی مردم با ایمان ما صادر می شود، محصول سازندگی ولایت فقیه و رهبر صالح است.
در حکومت دینی و مردم سالاری دینی، اقتدار ملی از عمل عادلانه سرچشمه می گیرد که می تواند در برابر ظلم ستمگران در داخل و ظالمان بیرون مقاومت کند و از مظلوم دفاع کند و عدالت را برقرار کند.
ائمه انقلاب با کارکردهای «مردم سالاری دینی» موفق شدند از سرمایه ایمان مردم برای «تولید آثار عادلانه» و «اقتدار ملی» به بهترین شکل ممکن استفاده کنند. مقوله ای بی سابقه و مغفول مانده در تاریخ ایران و دولت های گذشته.




این را به صفحه اول پیشنهاد دهید