«خط قرمز» و تابوهایی که جواب داد/ کارهای مهمی که انجام شد – خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان


ادامه خبر – گروه هنر – علیرضا سعیدی: کارکرد عنوان چیزی شبیه به جلد کتاب است تهمت زد سعی می کند عناصر، اشکال و مناسبت ها استفاده از گرافیک و موسیقی، برای آگاه کردن مخاطب از یک اثر. شرایطی که گاهی بسیار بحرانی هستند، تأمل برانگیز و حساب شده و گاه تا حدی به مخاطب ارائه می کند مدرسه غمگین و بر روی انجام یک وظیفه اجباری ساخته شده است که بیننده را با یک جلوه بصری ترک می کند خیلی دور او انجام می دهد.

آنچه بهانه ای شد برای بازگشت دوباره به کلیدواژه «عنوان»، مروری بر ماندگارترین و به یاد ماندنی ترین موسیقی مربوط به برخی از برنامه ها و فیلم ها و آثار تلویزیونی است که برای بسیاری از مخاطبان خاطرات تلخ و شیرینی را در خود جای داده است و مراجعه مجدد به آنها در هر شرایطی می تواند دنیایی از خاطرات را برای ما به ارمغان بیاورد. بازی خاطره که پس از راه اندازی و عرضه در نوروز با استقبال ۱۴۰۰ تماشاگر مواجه شد، باعث شد تا در قالب یک بازی خاطره هفتگی در روزهای جمعه هر هفته و از دوران گذارش به سال هایی که بهتر از این روزهای پر دردسر این بود، بیا بریم.

«خاطره بازی با عناوین ماندگار» عنوان مجموعه گزارش های آرشیوی با همین رویکرد است که می توانید هر هفته آن را در گروه هنری خبرگزاری مهر دنبال کنید. انجام دادن.

در شصت و یکمین شماره این خبر رسانه ای به سراغ تیتراژ سریال «خط قرمز» به کارگردانی قاسم جعفری، آهنگسازی پیروز ارجمند و خوانندگی حسین رضائیان رفتیم که قطعاً می توان آن را یکی از مهم ترین و پرمخاطب ترین قطعات دانست. از موسیقی های مرتبط با عناوین سیما نامگذاری شد. آهنگی که تابو را می شکند سلام داستان و محتوای سریال نقش موثری در شنیدن اثری داشت که آهنگساز آن مولفه های ساخت موسیقی مرتبط با تصویر را می دانست و ناشناخته بود. متقابل صدا بودن خواننده اش از زوایای مختلف قابل بررسی بود.

این

سریال «خط قرمز» به نویسندگی علیرضا بذرافشان و شعله شریعتی و کارگردانی قاسم جعفری برای اولین بار در آذرماه ۱۳۸۰ و هر سه شنبه هر هفته پخش شد. اگرچه حوصله مخاطبان در آن سال ها به دلیل پخش هفتگی سریال لبریز شده بود، اما در سال هایی که کمتر کارگردان و تهیه کننده ای جرات ورود به آن را داشتند، وارد فضای داستانی جدیدی شد و البته تابو را شکست. گروهی از بازیگران خوش‌تیپ و جوان که تا آن روز در قاب عکس کوچک‌تر بودند، شرایطی را به وجود آوردند که از موفقیت‌های رسانه‌ای او به این راحتی گذشت. موفقیت هایی که واقعا نصیب بازیگران و گروه سازنده شد و باعث شد وارد فصل جدیدی از فعالیت های خود در عرصه های مختلف بازیگری و آموزشی شوند. اگرچه برای قاسم جعفری به تئاتر و کسب درآمد از این راه ختم شده است، اما برای بازیگرانش فضایی را در خود جای داده است که راه شهرت را برای آنها هموار کرده است.

داستان سریال «خط قرمز» هم قالب متفاوتی داشت. داستان قسمتی از زندگی چند جوان است که برای فرار از مشکلات زندگی خود از خانه فرار می‌کنند، گرد هم می‌آیند و به قصد سفر بر خلاف آرزوها و آرزوهایشان در راهی با مقصدی نامعلوم قدم می‌گذارند. سفری که در انتها مسیر روشنی دارد. برای آنها کارساز نبود، اما هر چه بود به دستاورد مهمی در عرصه سریال سازی تبدیل شد و تابوشکنی آن بازخورد خوبی از سوی مخاطبان داشت. شکستن تابوهایی که در جریان ساخت موسیقی متن و تیتراژ اثر به وجود آمد، صدایی را هم به گوشمان رساند که تا آن زمان به سختی می توانستیم آن را پیدا کنیم.

این

حضور بازیگرانی چون شهرام حقید دوست، سروش گودرزی، پویا امینی، ایمان اشراقی، علیرضا نیکپی، شهرام عبدلی، علی منصوری، علی جاویدفر، مجید مشیری، مهسا کرامتی، زهرا اویسی، ساناز کیهان، حسن اسدی، رضا آذربهرام، مادی فری. رضا میر معنوی، علی جلالی، هما خاکپاش، هوشنگ بنایی، فرزاد مسروری، صدرا سید قاسمی و علی ایسیوند که به واسطه حضور گزیده ای از بازیگران نسل جدید و پیشکسوت، حال و هوای متفاوتی به سریال بخشیدند. فضایی که قاسم جعفری و دوستانش بر اساس آنچه می خواستند به تصویر بکشند می دانستند چه می خواهند. گویی موج جدیدی از سریال سازی در سیما به راه افتاده بود که هدفش هدایت مخاطبان تابوهای مربوط به آن دوران بود تا جامعه بی لباس این سال ها را در قالب سریال های سیما ببینند و از کلیشه های رایج این سال ها درس بگیرند. و همچنین نکاتی را یاد بگیرید.

بله واقعاً خط قرمزها با طرح مسائل و مشکلات بسیار مهم مانند فرار از خانه، اعتیاد، ایدز و مواردی از این دست از خط قرمزها عبور کرد و با اینکه مخالفانی هم داشت، اما هر چه بود تلاش شد ارائه شود. تصویری از جوانی به رسانه بازیگران جوانی بود که باید به هوای تازه تری می رفتند. شرایطی که بخشی از ظاهر آن در تفاوت صدای خواننده مشهود بود و محبوبیت خوبی پیدا کرد.

این

دقیقاً در چنین شرایطی است که پیروز ارجمند با توجه به دانش و سابقه ای که در زمینه های مختلف موسیقی دارد، می تواند یکی از مهم ترین و بهترین فرصت ها برای ساخت و خلق موسیقی عنوان باشد. آهنگ حسن عسکری، ملودی ارجمند پیروز ارجمند و صدای متفاوت این خواننده، متن پایانی سریال «خط قرمز» را به یکی از محبوب ترین ملودی های مربوط به تیتراژ تبدیل کرده است که نشان از برتری آن در خلق و تولید رنگارنگ دارد. آثار موسیقی در اوایل دهه هشتاد باید فرق می کرد. آنقدر متفاوت که سال ها بعد می تواند خود را به عنوان یکی از محبوب ترین و مهم ترین موسیقی ها برای تیتراژ تلویزیون معرفی کند و ردی از خود به جای بگذارد که نمی توانم به راحتی آن را در ذهنم پاک کنم.

لازم به ذکر است که نام حسین رازیان به عنوان خواننده تیتراژ فیلم چندان خاطره انگیز نیست، اما ترانه حسن عسکری، ملودی عالی پیروز ارجمند و صدای متفاوت این خواننده، موسیقی تیتراژ پایانی را ساخته است. سریال «خط قرمز» یکی از محبوب‌ترین ملودی‌های مربوط به تیتراژ است که در اوایل دهه هشتاد با خلق و تولید آثار موسیقایی رنگارنگ قرآنی برتری خود را نشان داد. برگ برنده ای که خواننده اش در روند مبهم و دست و پا گیر موسیقی پاپ ایران گم شد و نامش چندان در زبان نیست.

اما این روند برای پیروز ارجمند به گونه ای دیگر تجربه شد و او ثابت کرد که به لطف اعتمادی که می توان بین گروه سازنده و هنرمند ایجاد کرد، فارغ از همه حاشیه ها و اگر و اگر، می توان کارهایی ساخت که موسیقی عنوان را به یک سری برای نگه داشتن تبدیل کنید. پافشاری که این روزها جای خود را به واسطه گری و دلالی و داد و ستد گرفته است که بوی زننده و نامطبوع آن در بسیاری از سریال های امروزی به چشم می خورد و کاملاً درک می کند که آنچه به عنوان شنونده به شما ارائه می شود فقط محصولی است که ممکن است با محتوای اثر همخوانی داشته و از دید بدبینانه او در ساختاری قرار می گیرد که مبادلات پولی و اقتصادی بین سازندگان خواننده و سازندگان سریال حرف اول و آخر را می زند.

این

ارجمند که در سال های اخیر علاوه بر آهنگسازی و تدریس در حوزه موسیقی، سابقه مدیریت در دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را نیز داشته است، درباره تعریف خود از موسیقی تیتراژ گفت: به نظر من، تیتراژ این است. ۳. کار می کند یا ما ۳ نوع اعتبار داریم: اول، تیتراژهایی که خلاصه داستان هستند یا چکیده ای از آهنگ پخش شده در قالب چند دقیقه موسیقی، نوع دوم موسیقی هجومی که در این نوع تیتراژ شما را برای رویدادهای دراماتیک فیلم یا سریال آماده می کند. در واقع نوعی مقدمه برای اتفاقات بعدی فیلم یا سریال است، نوع سومی که بیشتر به من مربوط می شود موسیقی متناسب با ژانر ابتدای فیلم است، موسیقی با نام ها و بیننده همراه است. می فهمد که با چه نوع فیلمی مرتبط است.

وی در ادامه این گفت و گو اظهار داشت: در تیتراژ آخر روتین که حداقل در دو دهه اخیر رواج بیشتری پیدا کرده است، شکل روایی شاعرانه و ترانه وار فیلم را ارائه می کنیم تا تماشاگر تا پایان فیلم سر جای خود بماند. فیلم با استفاده از ابزاری به نام موسیقی. افرادی مانند شاعران، خوانندگان و آهنگسازان که حتی تا حد ممکن محبوبیت دارند، سعی می کنیم به بهانه تیتراژ اسم بازیگران را صدا بزنیم. به نظر من در چند سال اخیر نوعی رقابت به عنوان تیتراژ شروع شده و تیتراژ به ابزاری برای نشان دادن قدرت آهنگسازان تبدیل شده است و متاسفانه بدترین چیز این است که گاهی اوقات دو آهنگساز متفاوت هستند. برای متن و شماره عنوان یک فیلم یا سریال استفاده می شود که من شخصا آن را دوست ندارم. من این دسته بندی را قبول ندارم و معتقدم کسی که توانایی ساخت موسیقی متن را داشته باشد قطعا می تواند موسیقی عنوان را بسیار راحت تر و بهتر کند.

این

به هر حال روند و سیستم تولید آثار موسیقایی در حوزه موسیقی تیتراژ در سال های اخیر به حضوری در جریانی تبدیل شده است که به هیچ وجه از نظر کیفی قابل مقایسه با آثار تلویزیونی دهه هفتاد و هشتاد نیست، گویی کسب و کار در این زمینه بیش از هر نقطه ای است. دومی می تواند مورد توجه قرار گیرد و به جریانی تبدیل شود که عواطف و احساسات انسانی آن طور که باید در آن جایگاهی نداشته باشد.